لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
لطفا هیچوقت از تینیجرها عکاسی نکن
سلام عزیزودوست داشتنی
زهرای نازنین من ، ازاین که بازهم مرادیدی وسلام کردی وبرام بالبخندنیرودادی بسیارخوشحال شدم ! کاش که دنیاپرازاین لبخندهای شکوه بخش میبود تاصداقت باشکوهمندترازارامش میشد...
زهرای خوب ومادری عزیز ،
ممنونم که بمن خندیدی...
پ_ن : به دوستِ پیرِ بابا تو خیابون سلام کردم .چند روز بعدش تو اینستا بعد از دیدن استوریم این دایرکت رو داد .
حس خوبی داد .
از روزهایی که حال جسمانیم واقعا بده و باید به شدت قوی باشم .
سردرد
حالت تهوع
دندون درد
قلب درد
...
بهار هنوزچهار دست و پا راه نمیره و این مساله من رو نگران کرده .
یک مدت تماشای تلویزیون رو تو خونه قطع کردم و نمیدونم حقیقتا
چقدر جدی باشه ولی جدیدا «بَ بَ» گفتن رو دوباره شروع کرده .
وقتی به صورت نشسته قرارش می دم میتونه تا چند دقیقه بدون کمک من بنشینه ولی بیشتر میلش به دراز کشیدن و غلت زدنه .
و من هم موندم چطوری این غلت رو میخواد به چهار دست و پا رفتن تبدیل کنه .این روزها با عروسک هاش اُنس بیشتری داره .
عاشق دست زدن به گوشی های من و الف هست و همش نگاهشون میکنه .مقدار شیری که میخوره بیشتر شده .
خیلی بیرون رفتن رو دوست داره .وقتی جلوی آسانسور می ایستیم با هیجان به آینه نگاه می کنه. موقع موزیک گوش دادن تو ماشین دست هاش رو بهم می کوبه .نمیدونم غریزیه یا از روی تقلید حرکات من باشه .امروز یک پیج تو اینستا دیدم که چهار پنج تا کتاب رو در مورد فرزندپروری و این داستانا معرفی کرده بود.برای الف فرستادم که برام بخر .رفته همش رو خریده .هنوز دنیایی کتاب دارم که نخوندم و عذاب وجدان دارم ...دارم فکر میکنم کتاب هارو تو ماشین بگذارم و توراه انزلی برای الف وخودم بخونم .
بارون که می باره دلم می خواد برم بیرون .خاطره ها واسم زنده
میشه .بی تاب و بی قرار میشم .یاد مدرسه می افتم ..
دبیرستان بودیم .عادت داشتم بدون چتر می رفتم مدرسه و
موش آب کشیده میشدم .بهترین روز برام روزی بود که بارون باشه
امتحانم رو خوب داده باشم و غذا هم فسنجون داشته باشیم .
هرچند با وجود بابام هیچوقت نشد قشنگ زندگی کنم .
آرامش و امنیت داشتیم .به مادرم احترام می گذاشت (شاید
چون مادرم مطیع بی چون و چراش بود) .هیچوقت بهش نه نمیگفت .
اما اعصاب مارو نداشت .رئیس اداره فلان بود .تحت فشار بود ..
تمام اتفاقات بدش رو ،همه ی ناکامی ها،ناامیدی ها،ترس ها ..هرچی
که بد باشه تو محیط خانواده پیاده می کرد .
همیشه تو زندگیم خودم رو می کشتم تا مورد تاییدش باشم.
وقتی موفقیتی به دست میاوردم جلوی همه تشویقم می کرد .
خیلی اهل تشویق بود .ولی کافی بود کوچکترین اشتباهی کنم ..
اگه روی مود بود با تمسخر و اگه اعصاب نداشت با حرف های تحقیرآمیز
من رو در هم میشکست . تو داستانهایی که دوران راهنمایی و دبیرستانم
می نوشتم همیشه پدرو دختری وجود داشتند که عاشقانه هم رو دوست داشتند.فکر کنم کار اشتباهی باشه که احساس گناه و ترس بیش از
حد از شروع کاری بخاطر شکست خوردنش رو گردن بابام بندازم ولی
بی تاثیرم نیست .
این روزها وقتی مادرم دست بهار و می گیره و مثلا میگه دلم می سوزه
هنوز نمی تونه فلان کارو کنه بدون اینکه به منظورش فکر کنم خیلی
سریع می توپم که «نه،دختر من قویه !همه کار می تونه بکنه»
نیازی نیست کسی دلش براش بسوزه . حس می کنم با این حرف ها
دارم خود آسیب دیده م رو نجات می دم ولی اشتباه می کنم .
خیلی به این فکر می کنم که برای این بچه مادر خوبی باشم .
نمی خوام براش مثل دوستی خاله خرسه باشم.
توی این کتاب های روانشناسی کودک هم فقط چیزای کلی گفته.
دلم یچیز کاربردی می خواد .یچیز خوب که باعث شه برای بچه م بال
بشه تا پرواز کنه .