گذشته من

گذشته من

جای خالی
گذشته من

گذشته من

جای خالی

تفکیک

یکی از اخلاق های خوب الف اینه که دلخوری و کدورت محیط کار یا حتی 

خانواده ش رو تو زندگی دو نفرمون نمیاره .

من خیلی بهش غبطه میخورم .چون وقتی خودم از مساله ای ناراحت 

باشم کل روز بغ کرده جایی مینشینم و خودم و اطرافیانم رو که هیچ 

تقصیری ندارند ناراحت میکنم .

باید خیلی رو این ویژگیم کار کنم . کاش بچه م تو این مورد شکل باباش شه 

پیشگیری

بعد از اون دعوا که به قول مادرم یک اختلاف نظر ساده بود و از نظر من 

مساله ای بود که باعث تپش قلب و درد شدید زیر قفسه ی سینه م و 

بیدار موندن کل شب بود تصمیم گرفتم جمعه این هفته دیگه انزلی نرم .

حالا که اینقدر حساس شدم باید بیشتر به خودم و دیگران فرصت بدم 

تا مسائل راست و ریست شه . قرار نیست برم اونجا جای اینکه حالم بهتر 

شه بدتر شه . الان دیگه یک نفر نیستم .

یادمه موقع بالاگرفتن بحث قلبم تند تند می زد و به هن هن افتاده بودم .

این بچه ی طفلک چه گناهی کرده که هنوز نیومده باید غم نامه و مصیبت نامه ی این زندگی دوزاری که سرو تهش فقط رنج هست رو بشنوه .

شاید اصلا وقتی دنیا بیاد زندگی براش خیلی قشنگ و رویایی جلوه کنه .

من نمیخوام اینو ازش بگیرم .

نمیخوام

گریه

مادر بهم گفت صورتتو با آب سرد بشور تا کسی نفهمه گریه کردی .

موقعی که جلوی روشویی ایستاده بودم  و آب رو روی صورتم 

میکشیدم توی آینه لحظه ای اون رو دیدم .

کسی شبیه مادر که سالها ازون جوونتره .

ابتهاج

گاهی چنان درین شب تب‌ کرده عبوس 
پای زمان به قیر فرومی‌رود که مرد 
اندیشه می‌کند: 
شب را گذار نیست!
اما به چشم‌های تو ای چشمه امید
شب پایدار نیست!


#هوشنگ_ابتهاج

سختی

به قدری تو دوران حاملگی نسبت به پدرم و اَکت و کنش هاش 

حساس شدم و دیوونه وار تپش قلب میگیرم که امروز بعدظهر خواب 

دیدم دارم دعوا میگیرم باهاش .یک دعوای بد .

جالب اینجاست شب تعبیر شد .