گذشته من

گذشته من

جای خالی
گذشته من

گذشته من

جای خالی

جان مادر



   علت شب بیداری هام ...

خدا می دونه چندبار شب ها بخاطر گریه ش از خواب بلند می شدم ،از روی تخت برش می داشتم .کمرم میشکست تا دوباره می خوابید و سرجاش می گذاشتمش .همه شونم دارند باهم درمیان .

چهار دست و پا

امروز بهار برای اولین بار چهار دست و پا رفت.

برای گرفتن گوشی موبایل ..بعدشم برای گرفتن سیم جارو برقی .

نکته

یه نکته بگم که اون چهارصد میلیونی که ما دادیم بخشی از بدهی ها بود .یه بخش دیگه ش رو دادگاه حکم اعسار داده وقسط بندی شده ..که آقا فکر میکنه زرنگه و نمیاد بدهی هاش رو بده .

جاری و مادرشوهر

چه داستان هایی :

مادرشوهر زنگ زده خونه جاری ،به جاری گفته که شوهرش رو (برادر الف)بیدارکنه .چرا خوابه .بره اجرای احکام باقی بدهیش رو که قسط بندی شده بده .

(مادرشوهر و پدر شوهر دویست میلیون دیگه 

بعد از اینکه مامورها گرفتنش دادن تا یک روز هم آقا بازداشتگاه نمونه .)برای همین پیگیری می کرد که دوباره داستان نسازه برا خودش.

مردِ به جای اینکه بره پیگیری کنه تو خونه نشسته خوابیده!!!!!!!

جاریم گفت:من حوصله ش رو ندارم ،به من ربطی نداره و من دیگه دخالتی نمی کنم هرکاری میخواد بکنه بکنه .

مادرشوهرم هم عصبانی میشه میگه باشه تو برو بهش بگو اگه چیزی بهت گفت انگار به من گفته ،اگه تو رو زد من میزنمش .

بعدم گفته با آبروی ما بازی نکنید ،آبروی مارو بردید و این چیزا .

دو دقیقه بعد برادر الف زنگ می زنه و میگه :مامان زن من چیکار کرده بهش میگه تو بی آبرویی ؟چه بی عفتی ای کرده؟چرا به زن من حرف میزنی؟جرات داری به زن الف چیزی بگی .

و هرچی دهنش بوده بار مادرش می کنه . و میگه به زهرا احترام میگذارید به زن من احترام نمیگذارید و ...

الانم فعلا قطع رابطه.

خر طرف از پل گذشته ،زبون یک متر دراز ..

من نمی دونم چی بگم ..قضاوت با شما

رمز همیشگی

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.