بهار یاد گرفته :
_جدیدا ما رو گاز می گیره همش و کبود میشیم.
_موقع خواب به شدت جیغ و گریه می کنه
_کابینت هارو باز می کنه واشیا رو می ریزه بیرون
_وقتی می دونه کاری رو خوشم نمیاد که انجام بده مثل خوردن دستمال کاغذی یا رفتن به اتاق ها اول مثلا دستمال کاغذی رو دستش می گیره ،دستش رو میاره جلو نیشش تا بناگوش باز میشه دستمال رو نشونم میده و بعد که می گم نه نخور،بیا اینجا ببینم هم اونو میندازه دهنش هم با تیکه ی دیگه دستمال که تو مشت کوچولوش گرفته چهار دست و پا به سمت جای دیگه فرار می کنه
_یادگرفته سرش رو به پایین فشار میده و از بین پاهاش پشت رو نگاه می کنه.
_یاد گرفته اشیا رو بندازه دهنش و راه بره
_کارهامون رو تقلید می کنه .
نگرانیم: هنوز سه کلمه ی معنی دار بلد نیست
نگرانیم: گریه های شبانه قبل از خوابش
دروغ چرا این هفته کلا شل گرفتم .فست فود خوردم یکبار و کالری شمار زیره هم از ترس باز نکردم .صبحانه امروز جای نون و پنیر سوسیس تخم مرغ خوردم و .. هنوز روی ۶۹موندم .ولی ۶۹و صدگرمم .اگر رعایت کنم پایین میام .ولی وجودم خسته س .با اینحال این رشته ای که تو دستم گرفتم رو نمیندازم پایین حتی اگه خطا برم ودیرتر به مقصد برسم .چون نمیخوام تبدیل به آدم بی اراده ای بشم .می خوام تهش با خودم بگم تو اینو تونستی پس چیز دیگه هم میتونی .
_ادامه می دم .
_بابت کامنت های پست قبل یک دنیا ممنون .یسری اتفاق های بد افتاده که خیلی دمغم کرده ولی پیام هاتون برام ارزشمندبود.اگه مخم کار می کرد پایینش جواب می نوشتم .
وقتی چشم هام رو می بندم تصویر ایده آل از زنی می بینم که لباس های قبلش کاملا اندازشه.بی اینکه دکمه ای افتاده باشه یا قسمتی از لباس حتی کمی به تنش چسبیده باشه .چیزی که متوجه شدم این بود که ورزش های بدنسازی و استقامت برای لاغری مناسب ترند . چون بدن انرژی رو صرف عضله ای می کنه که روش کار کردیم و اینجوری وقت هایی که ورزش هم نمی کنی سوخت و ساز بدنت می ره بالا و لاغر میشی .
برای همین وقت هایی که ناهار یا صبحانه مراقبت نمی کنم و واقعا می خورم ورزش می کنم تا جبران کنم . مثلا دیروز ناهار ماکارونی خوردم کلی . یه تیکه نون بربری هم دستم گرفته بودم و با ماکارونی می خوردم.
شب دیگه به جبرانش فقط چای خوردم و بعد خوابیدم . با این رژیم غذایی داغونم همه موهام داره می ریزه . قرص مولتی ویتامین مینرال می خورم چند روزِ.اما یه حس خوب دیگه پشت این اتفاق هست ..یه حس فوق العاده خوب اونم پشت سر گذاشتن حس بی ارادگی ،حس نتونستن،حس هیچی نشدن ،حس پوچی و حس شکسته .
پ_ن : این روزها از نگاه کردن خودم به آینه فرار می کنم .چون هنوز همون چاق قوز کرده ام ..تنها فرقم اینه که حالم بهتره ....