گذشته من

گذشته من

جای خالی
گذشته من

گذشته من

جای خالی

دو کیلو

به نام خدا : ۶۹ کیلو و ششصد 

نامفهوم

بهار درسته نصف ساعات روز فکر میکنم کاش لحظه ای کاملا تنها و آسوده جایی بنشینم بدون اینکه به کسی فکر کنم .حتی تو ..

اما تمام لحظاتی که بیرونم دلم برات تنگ میشه ،بهت فکرمی کنم حتی حالا که دارم از کوچه رد میشم اشک توی چشم هام جمع شده ،بغض گلوم رو درد آورده و به لحظه ای که درب رو بستم و صدای گریه ت رو شنیدم فکر می کنم .

بهار تو هم یک روزی مادر میشی اون موقع شاید اینجارو خوندی وحرف هام رو فهمیدی،اینکه چقدر محتاج آرامشم ،اینکه چقدر بدون تو زندگی برام سخته‌

کشتی

تیلور همین که تو آمریکا متولد شد خودش ده هیچ به حساب میاد .دیگه کشتی چه صیغه ایه ..از این مسابقات ورزشی که می بینم جز غصه ای که به دلم می نشینه هیچی دیگه به دست نمیارم .

وسواس فکری

شما وسواس فکری دارید ؟

در مورد چیه ؟ 

اصلا وسواس فکری چی هست 

اون دخترِ شاکی متلاشی

فکر کنم دارم خوب پیش می رم ولی بدنم ضعیف شده. شاید شب ها دندون هام رو محکم فشار می دم . (منظورم ساییدن دندون ها و دندون قروچه نیست) منظورم منقبض شدن فکمه ،چون فک و دندون هام هم دردمیاد.این رژیم اخلاقمو بد کرده و بخاطر کوچکترین چیزی زود عصبانی میشم .ولی دارم به نتایجی می رسم . تو برنامه غذایی نوشته هر هفته نیم کیلو یا یک کیلو کم می کنی . درسته واقعا ..ولی واقعا هر هفته برای من صدسال می گذره .از هفتاد و یک و پونصد شصت و نه کیلو و هشتصد شدم . تازه چقدر خودم رو کشتم نسکافه نخورم ،ساندیس آلبالویی نخورم ،چیپس فلفلی نخورم یا شب ها به جای اینکه بریم فست فود بخوریم سیب زمینی پخته رو تیکه تیکه می کردم می ریختم تو سالادکاهو با کمی روغن زیتون می خوردیم . دیشب رفتیم رشت چقدر دلم می خواست دوبل برگر با نوشابه بخورم با سیب زمینی سرخ کرده . چقدر وسوسه شدم. انگار همه دنیا زیرگوشم می خوند ولش کن .ولی چهره ای که تو آیینه از خودم دیده بودم خیلی ناراحت بود از دستم . اونقدر ناراحت که باعث شد اصلا سمتش نرم . 

_امروز تو خونه یکم ورزش کردم

_امروز باشگاه هم دارم